رسم زلف آشفتگی است ازشانه ایرادی مگیر بی وفا یار است از دلـــداده ایرادی مگیر عشق می گرداندش ، پروانه را بر گرد شمع شعله از شمع است از ، پروانه ایرادی مگیر دلبــری ها كــرده دلبــر در خيابان های شهر از دل این عاشقِ بیچاره ایرادی مگیر خون دل ها خورده ایم ازحیله های دوستان از فریب و حیلهٔ بیگانـــه ایرادی مگیر گـر سحرگـاهــان نشد ، اندیشهٔ پایــان کار از غروب و ظلمتِ عصرانــه ایرادی مگیر چونکه دادی تیغ را ، بر دست نااهلان دهـر از ستـم ها از دمِ قــــدّاره مگیر ,ایرادی ,ایرادی مگیر منبع
درباره این سایت