نفرینِ منِ گم شده بــر ، عشقِ منِ پیـــر یکباره تو را دیــدم و از کف شده تدبیـــر من قافیـه را باختــه ام ، بین غـــزل ها بـا چشمِ پریشان شده در موقـعِ تقدیـــر هیهات نجاتِ دلِ فرهـاد ، از این عشق باعشوهٔ شيرين شده ام،سخت به زنجيـر حاشایِ تـودر عشق چه دیـوار بلنـدیست ديـوارِ بلنـدت نکنـد ، پیـــر زمين گیـــر من مستِ همان لحظهٔ حاشایِ تو هستم جامی بده وامق بشود ، بـاز نمک گیـــر "وامق كبودْراهنگی" وامق منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

معرفی کالا یاسین سیدامیریاسین سهرابی فروش استیکر سکه ای و سکه مسنجر لاین کلوب آذربایجان 000000 سایت آموزشــی هاش هاش خــوی Mahdyas خانواده برتر 2